تبليغاتX
مطالعات ارتباطی

ماه رمضان امسال هم با تمام خاطرات آن تمام شد. اين ماه براي ما ارتباط چي ها و علاقه مندان مطالعات رسانه از حيث صدا و سيماي ملي چندان خوشايند نبود. رسانه ملي تلويزيون تو اين ماه نسبت به سال هاي گذشته در ايجاد فضاي معنوي ناكام تر بود. گاهي چنان روي اعصاب بيننده و شنونده راه مي رفتند كه مجبور مي شدي با دهان روزه به زمين و زمان بد و بيراه بگي. مواردي كه مي تونند شاهدي بر اين مدعا باشند:

1. جشن بزرگي در اوايل ماه رمضان در تهران برگزار شد و حميد ماهي صفت دلقك مسخره گر كه جاي هنرمندان بزرگي مثل مرحوم نوذري را گرفته ميدان دار عرصه هجو شد. من هميشه به طنز به عنوان يك جريان سيال نگاه كردم كه در گذر زمان تطور پيدا مي كنه و به كمال مي رسه. با كارهاي مهران مديري در اين اعتقاد راسخ تر شده بودم كه پخش برنامه اين موجود حقير مثل پتك اعتقادم را تو سرم كوبيد. تصورش رو بكنيد براي مراسمي مثل حلول ماه رمضان يك دلقك به مراسم دعوت مي شه كه تمام هنرش توهين به فرهنگ ها و قوميت هاي غيرفارسه. همون هايي كه هيچ رسانه اي براي صحبت كردن ندارند.

2. اومدن جومونگ به ايران ثابت كرد كه ما ايراني ها حقمون همينه كه كره اي ها ما رو ماه هاي متوالي سركار بذارند. حتما داستان اون پسري رو كه به خاطر بازيگر زن اين سريال خودكشي كرده بود را شنيده ايد. يا داستان سرقت از گاوداري در حالي كه نگهبان مشغول تماشاي اين سريال بود. شما مشابهتي بين نگهبان مرغداري و پسرك عاشق سوسانو كه در يكي از دهات لرستان ساكن است، مي بينيد؟ سريال هاي كره اي ديگر در جندين صد قسمت در راهند. ما دچار تب كره اي شده ايم.

3. نشنيدن مناجات ربنا و مثنوي افشاري شجريان به صورت روزانه و دم افطار دردناك بود.

4. سريال هاي امسال حتي ده درصد از جذابيت هاي سريال هاي پارسال و پيارسال را نداشت.(حوصله توضيح اضافي در اين مورد را ندارم. پرداختن به اين مورد خودش يه پسته مستقله)

5. از همه دردناك تر جعل ‹ربناي› شجريان با صداي احتمالا يك بچه تازه به دوران رسيده در جستجوي نام بود كه واقعا نمي دانم با چه انگيزه اي انجام شده است. اگر حقيقتا هنرمندند پس چرا خود مناجاتي بديع با لحن و آهنگي متفاوت اجرا نمي كنند؟ چرا تقليد؟ هيچ كدام از انبوه مناجات هاي توليدي امسال نتونستند حداقل من يكي رو جذب كنند. مناجات شجريان محصول يك لحظه ارتباط عميق خواننده با منبع معنويت است. شايد اين لحظه حتي براي خود شجريان نيز قابل تكرار نباشد چه برسد به ديگراني مثل اون بچه كه صداي زنگ دارش بدترين صدايي است كه تا حالا شنيده ام. خدا رو شكر از كپي رايت هم كه خبري يوخدو.

6. از حق نگذريم بعضي از قسمت هاي برنامه ‹ماه عسل› شبكه 3 ديدني بود و درخور توجه.   

 

+ نوشته شده توسط جعفر محمدی در دوشنبه سی ام شهریور 1388 و ساعت 13:30 |

ميزان و نحوه بازنمايي مقوله هاي مختلف در رسانه ها از اهميت بسياري برخوردار است. تاكنون مطالعات بي شماري در اين مورد انجام شده است. بازنمايي زنان، اقليت هاي قومي و نژادي و ... از اين دست مي باشند. انگيزه نوشتن اين پست دو سريال به نام هاي "رستگاران" و "عبور از پائيز" است كه اخيرا از صدا و سيما پخش شده اند. من در هر دو سريال به يك مشابهت برخوردم كه به يقين مساله مبتلابه اغلب برنامه هاي صدا و سيما - و نه صرفا سريال ها- مي باشد. در هر دو سريال يك طرف ماجرا آدمي بسيار پولدار است كه معادل جامعه شناختي آن مي شود بورژوا و ما به ازاء كوچه بازاري آن مرفه بي درد. اين كه اين واژگان تحت تاثير ادبيات چپ در خلال انقلاب اسلامي وارد فرهنگ ما شده اند يا در فرهنگ سنتي نيز قابل رديابي است جاي بحث دارد. مهم اين است كه بخشي از مردمان اين سرزمين كه دستشان به دهنشان مي رسد به طرز ناشايستي در تاثيرگزارترين رسانه جامعه بازنمايي مي شوند. در اين گروه اجتماعي، هستند كساني كه با استفاده از شرايط نابسامان اجتماعي و اقتصادي و بهره گيري از انواع رانت ها به ثروت هاي بادآورده رسيده اند، اما كم نيستند افرادي كه با اتكاء به استعداد و توان خود گام در راه كسب ثروت برداشته و از راه هاي مشروع به آن دست يافته اند. اين در حالي است كه همه به يك چوب رانده شده و ثروتمند در تلويزيون كسي است كه ثروت خود را از راه هاي نامشروعي مانند كلاهبرداري، دزدي، اختلاس و ... به دست آورده است. "شايسته" در سريال رستگاران و "كامياب" در سريال عبور از پائيز نمونه اين بازنمايي هستند. اين دو شخصيت علاوه بر رذائل فوق در زندگي شخصي و خانوادگي هم دچار مشكل هستند. گو اين كه نويسنده و كارگردان سعي كرده اند تا جميع بدي ها را در آنها جمع كرده و مصداق كامل ام الخبائث را بسازند. هيچ نكته مثبت درخور توجهي در اين شخصيت پردازي ها ديده نمي شود. آدم هايي اخمو، عصبي، شكاك و ... . به نظر مي رسد جنگ بين فقراء و اغنياء، مستكبرين و مستضعفين و بالاشهري ها و پايين شهري ها در كشور ما تمامي ندارد و در حوزه هاي رسانه اي هم نفوذ پيدا كرده است.

وقتي در ادبيات مربوط به بازنمايي رسانه اي دقت كنيم به سه رهيافت در مورد نحوه بازنمايي در زبان ‌‌‌[رسانه] مي رسيم: "بازتابي"، "تعمدي" و "برساخت گرا". آنچه كه با استفاده از اين تقسيم بندي مي خواهم توضيح دهم بيشتر مربوط به رهيافت هاي اول و دوم يعني رهيافت هاي بازتابي و تعمدي است. در رهيافت بازتابي اين گونه تصور مي شود كه معنا در جهان وجود دارد و زبان [رسانه] همانند آيينه اي آن را بازتاب مي دهد. رهيافت تعمدي معتقد است كه مولف معناي منحصر به فرد خود را از طريق زبان تحميل مي كند. سوالي كه از دل اين گزاره ها بيرون مي زند اين است كه بازنمايي سرمايه دار و سرمايه داري از طريق تلويزيون با كدام يك از اين رهيافت هاي قابل توضيح است.

بدون شك رهيافت بازتابي تا حدودي جواب مساله را در خود نهفته دارد. چرا كه كم نيستند افرادي كه با خراب كردن كوخ ديگران براي خود كاخ هاي بسيار ساخته اند. اما اين تمام داستان نيست. حتي اگراين رهيافت را به صورت صددرصد بپذيريم باز نحوه بازنمايي ها سوال برانگيز است. در هيچ كدام از اين بازنمايي ها، شخصيت هاي سرمايه دار آدم هاي مذهبي يا حتي با ظاهر مذهبي هم نيستند. هيچ كدام ريش ندارند. جزء تكنوكرات ها و مديران دولتي هم نيستند. همه دلال و واسطه از نوع سنتي و بازاري هستند و نه از جنس سياسي. منظور من اين است كه اگر حتي اين نوع از بازنمايي را بازتاب جهان واقعي بدانيم باز به نحو شايسته اي انجام نمي شود و رد پاي ايدئولوژي در پس آن قابل مشاهده است.

اما به نظر مي رسد رهيافت تعمدي سهم بيشتري را به خود اختصاص مي دهد. اين مساله ريشه در فرهنگ سنتي آغشته به خرافات و موهومات و صوفي گري ما دارد. سرتاسر ادبيات منثور و منظوم ما آكنده از توصيه هاي متعدد به ترك دنيا، ذم توجه به امور دنيوي و ... است. اغلب شعرا و ادبايي كه افتخار اين مرز و بوم به حساب مي آيند در آثار خود توصيه به كنج عزلت داشته اند تا كار و تلاش. بديهي است در اين فضاي خود ساخته كسي كه بر خلاف جريان آب شنا كند مرتد و فاسد هم مي شود. نكته جالب اين كه كم نيست احاديث و رواياتي كه در ادبيات ديني ما مستقيم و غيرمستقيم به فضيلت مال اندوزي اشاره دارد.

اين بحث را از زواياي متعددي مي توان تحليل كرد. اين نوشته صرفا نظرات شخصي من است كه به صورت في البداهه نوشته شده و ادعاي تحليلي بودن ندارد.  

+ نوشته شده توسط جعفر محمدی در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 12:47 |

چند روز پیش رادیو پیام خبری درباره ابتکار یک مجله آمریکائی پخش کرد که خیلی جالب بود. این مجله با استفاده از یک تکنولوژی ساده تصاویر ویدئویی مربوط به اخبار را هم در کنار آنها قرار داده است. خواننده این مجله در صورت تمایل می تواند با لمس کردن کلیدی که در پایین صفحه قرار دارد خبر مربوطه و یا تصاویر مرتبط را از طریق مانیتوری که در گوشه ای از صفحه تعبیه شده است به صورت تلویزیونی نیز تماشا کند. همچنین خواننده در صورت تمایل می تواند اطلاعات تصویری این مجله را در فلش ذخیره کند. در رابطه با این خبر مساله ای که ذهن را درگیر می کند سوالاتی است که پاسخ هر کدام از آنها می تواند پیامدها و تاثیرات متفاوتی را در پی داشته باشد. این سوالات عبارتند از: 

  • این خلاقیت ترکیب دو رسانه مطبوعات و تلویزیون است به نحوی که تشکیل یک رسانه واحد با مختصات جدید را بدهند و یا صرفا همنشینی دو رسانه در کنار یکدیگر می باشد که هر کدام مرز مشخصی با دیگری دارد؟

بدیهی است در صورتی که ثابت شود ترکیب این دو رسانه، رسانه جدیدی به وجود می آورد که نه این است و نه آن و در عین حال هر دو، سوالات بیشتری مطرح می شود:

  1. با نگاه به تاریخ ارتباطات که دو رسانه مطبوعات و تلویزیون را دو رسانه کاملا متفاوت و گاها متضاد می داند و با توجه به ترکیب دو رسانه مزبور در این نوآوری، آیا می توان این پدیده را سرآغاز ترکیب انواع مختلف رسانه های دیگر دانست؟
  2. با توجه به طیف مخاطبان این دو رسانه که در حالت نظری تفاوت های قابل توجهی با یکدیگر دارند، مخاطب جدید چه ویژگی هایی خواهد داشت؟
  3. اگر از منظر مکتب جبر تکنولوژی بنگریم تلویزیون یک رسانه سرد و مجله یک رسانه گرم است. این تقابل در رسانه جدید چه سرانجامی خواهد داشت. آیا ظهور یک نسل از رسانه های جدید{ولرم} دور از انتظار است؟
  4. نظریه های مختلف ارتباطی در حوزه تاثیر رسانه ای معمولا مرزبندی مشخصی بین انواع رسانه ها قائل هستند. این رسانه جدید چه تاثیراتی در حالت های مختلف برجای خواهد گذاشت؟
  5. صنعت تبلیغات بازرگانی Advertising  و سیاسی Propaganda چه تاثیراتی از این ترکیب می پذیرند و چه پتانسیل هایی برای این صنایع به وجود می آید؟

  

           

 

+ نوشته شده توسط جعفر محمدی در شنبه هفتم شهریور 1388 و ساعت 11:31 |

چند سال پيش يعني زماني كه هنوز پيتزا و فست فود و اين غذاهاي آماده هنوز رواج پيدا نكرده بود و به قول بعضي ها هنوز سيل مدرنيته ما رو با خودش نبرده بود، خوردن آبگوشت به اتفاق تعداد كثيري از اعضاء خانواده(تعريف جامعه شناختي اش مي شه خانواده گسترده) بر سر يك سفره مي تونست يكي از به ياد مانده ترين اتفاقات زندگي روزمره باشد. دركميت فقير و غني هم نداشت اما در كيفيت چرا. مال پولدارها آبگوشت بود و مال ما فقير فقرا آبگوشت. مادر خانه وقتي احساس مي كرد كه غذا كمه يه خورده آب جوش در حدود يكي دو سطل بهش اضافه مي كرد. بعضي از اين سريال هاي تلويزيون هم اين جوري اند. تا مي بينند مخاطبي از يه برنامه اي خوشش مي آد آب را سخاوتمندانه مي بندند بهش. سريال "رستگاران" كه از شبكه سه پخش مي شد الحمدالله كه تموم شد. تو اين مدت كارگردان فيلم از يه طرف و مسئولان سازمان از طرف ديگه تا جايي كه امكان داشت اعصاب بيننده را خرد كردند. سيروس مقدم كه سعي مي كنه سبك جديدي از كارگرداني را ارائه بدهد تا مي تونست از داخل شيشه ها فيلمبرداري كرد. از عينك بازيگر براي نشان دادن تصوير قاتل در پشت سر گرفته تا تصويربرداري از زير ميزي كه روش آب ريخته شده و قس علي هذه.... .

صدا و سيما هم كه ديگه در اين موارد خبره شده يك سريال را در 3 الي 4 برابر زمان استاندارد آن به خورد تماشاچي داد. هر قسمت از اين سريال كلا 45 دقيقه بود. 15 دقيقه اول آن تكرار قسمت قبل بود و حدود 10 الي 15 دقيقه هم آگهي پخش مي شد. حتي يه بار زماني كه داستان به جاهاي حساس خود رسيده بود 25 دقيقه تكرار بود و درست زماني كه مي خواست ادامه داستان شروع بشه، آگهي هاي بازرگاني شروع شد و بعد از اون هم 10 دقيقه سريال.

اين وسط موندم صدا و سيما چرا اين سياست را در مورد سريال جومونگ پياده نمي كنه. من كه نگاه نمي كنم ولي ميگن كل سريال 85 قسمت و ميشه اون رو سه چهار سال نشون داد. تا اون موقع هم كره اي ها كلي سريال ديگه مي سازن و نشونمون مي دن و چند تا بچه شهرستاني هم خودكشي مي كنن و ما هم بازيگرهاشو دعوت مي كنيم ايران و .... خلاصه تا سال هاي سال همگي سركاريم.

البته ايرادي هم نميشه گرفت بالاخره اين روزها همه از اصلاح الگوي مصرف صحبت مي كنند و چه اشكالي داره؟   

+ نوشته شده توسط جعفر محمدی در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 و ساعت 9:42 |

مراسم 17 مرداد روز خبرنگار در فرهنگسرای امام خمینی(ره) زنجان برگزار شد. من وهمسرم هم به اتفاق سری به این مراسم زدیم. برنامه های پیش بینی شده برای این مراسم یک سوال جدی را برای من به وجود آورده و اون هم این که:

آیا خبرنگار و روزنامه نگاری که از دولت(اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی) هدیه نقدی می گیره و در ضیافت شام همان دولت(استانداری) شرکت می کنه می تونه برنامه ها و عملکرد دولت مزبور رو نقد کنه؟

یادم می آد یکی تعریف می کرد که رفیق قاضی اش حتی در مهمانی های فامیل های نزدیکشان هم شرکت نمی کند مبادا نمک گیر شده و این مساله در زمانی و مکانی دیگر بر قضاوتش تاثیر بگذارد. آیا اهالی مطبوعات ما به عنوان قاضیان حوزه عمومی و هیات منصفه جامعه چنین وسواس هایی دارند؟

 

+ نوشته شده توسط جعفر محمدی در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 و ساعت 13:34 |

امروزه شبکه های تلویزیون استانی در تمام استان ها راه اندازی شده و مشغول فعالیت هستند. تاکید بر ارتباطات سطح خرد نشان می دهد که این شبکه ها در راستای رقابت رسانه ای برای جذب هر چه بیشتر مخاطبانی که رسانه ملی قادر به تامین نیازهای رسانه ای آنها نیست، تاسیس شده اند. از زمانی که افتتاح این شبکه ها در دستور کار سازمان صدا و سیما قرار گرفته است مدام بر روی یک نکته تاکید می شود که این شبکه ها، برای حفظ و صیانت از خرده فرهنگ ها و آداب و رسوم اقصی نقاط کشور شکل گرفته است؛ و ماموریت های گوناگون ابلاغی، عمدتا با رعایت این اصل اساسی تعریف و توجیه می شود. در این شبکه ها ویژگی های دینی، مذهبی، قومی، تاریخی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی فقط در چارچوب و گستره بومی و محلی تعریف گردیده است که همواره باید مورد توجه جدی باشد(پیش نویس منشور معاونت امور مجلس و استان ها در افق پنج ساله: 1387).


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط جعفر محمدی در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 و ساعت 11:35 |


Powered By
BLOGFA.COM